امروز: سه شنبه 04 مهر 1396 برابر با 26 سبتامبر 2017

مصاحبه خواندنی با اصغر رستم زاده عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران مازندران

  • شنبه, 08 خرداد 1395
  • اندازه نوع خط کاهش اندازه نوع خط افزایش اندازه نوع خط

به گزارش خزر24 این رسانه در نظر دارد جهت آشنایی مخاطبین با احزاب فعال در استان و برنامه های آنها مصاحبه هایی را با مسولین این احزاب انجام دهد .در همین راستا به سراغ آقای اصغر رستم زاده عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران استان مازندران و مسول دفتر این حزب در آمل رفتیم.مشروح این مصاحبه را در ادامه بخوانید:




س1. لطفا خودتان را معرفی کنید و از سوابق خود بگویید.

ج: در آموزش و پرورش به عنوان دبیر مشغول خدمت بودیم و سال 80 منتقل شدیم به سازمان مدیریت برنامه ریزی مازندران. در این بین سال 78 انتخابات مجلس ششم بود من سال 76 منتقل شدم به آمل و بنا به شرایطی که بود متقاضی کاندیداتوری شدیم برای نمایندگی مجلس ششم. در آن سال با توجه به شرایطی که بود تعدد کاندیدا و عدم اجماع بین نیروهای سیاسی مصطلح آن روز به دوم خردادی در واقع ما توفیق چندانی نداشتیم و در نهایت مرحوم کاظمی دینان راهی مجلس ششم شد.این جالب بود که در اکثریت کشور کرسی های مجلس را دوم خردادیهای مصطلح در آن روز کسب کردند ما در آمل جناب آقای کاظمی دینان به عنوان گزینه ی راست سنتی که به اصولگرا مصطلح هستند وارد مجلس شدند ولی از سال 79 به گونه ای ما فعالیتمان را با حزب مشارکت شروع کردیم و با مسئولیت مشارکت شهرستان آمل در خدمت دوستان بودیم و در ادامه وارد شورای منطقه ی مازندران شدیم و در آنجا به عنوان یکی از اعضای شورا در خدمت دوستان استان بودیم. در انتخابات سال 84 هم ما با عنوان قائم مقام ستاد دکتر معین در خدمت دوستان استان بودیم تا اینکه در سال 84 می دانیم که چه اتفاقی افتاد و جناب آقای احمدی نژاد سکان مدیریت قوه ی مجریه ی کشور را بر عهده گرفتند و در سال 88 هم در ستاد احزاب اصلاح طلب مهندس موسوی با مسئولیت کمیته اجتماعی ستاد استان در خدمت دوستان بودیم و هماهنگی هایی رو برای آوردن سخنرانان در استان داشتیم. بعد از 88 شرایط به گونه ای رقم خورد که در نهایت منجر به پایین اومدن(سطح) فعالیت احزاب سیاسی اصلاح طلب شد. در این بین برخی از دوستان و همراهان ما دچار مضیقه هایی شدند..

س2. چه شد که به حزب کارگزاران سازندگی پیوستید در حالیکه اکثر اعضای مشارکت جذب حزب اتحاد ملت شدند؟
ج: من خودم اعتقاد شخصیم این است که احزاب اصلاح طلب(جملگی شاید در یک یا دو حزب قابل سازماندهی هستند)  اگر بخواهیم سطح پیشرفته ترش را ببینیم شاید تمام اینها را بشود در یک حزب سازماندهی کرد و الان این فعالیتها تقریبا به گونه ای حرفه ای هست. در واقع رشته جامعه شناسی  یکی از منفذها و دریچه هایی بود که ضرورت کار سیاسی را برایمان روشن میکردو رسما کار حزبی را با مشارکت آغاز کردیم ولی پس از لغو  پروانه فعالیت مشارکت  و با توجه به زمینه  رشته  تحصیلی جامعه شناسی  و موضوع  پایان نامه م که در رابطه با کمتر توسعه یافتگی شهر خودمان کار کردیم مزید بر آن اشتغال  در یک سازمان فرابخشی ، باعث شد که رویکرد توسعه مدارانه در سیاست برایم  پررنگتر شود و از پررنگی ایدئولوژیک صرف رسیدیم به شاخص های توسعه . حزب کارگزاران سازندگی با احترام به تمام احزاب موجود در واقع یک حزب عملگراتر است در عرصه ی قدرت سیاسی و این را تقریبا همه می دانند ولی من اعتقاد دارم حتی نیروهایی که  با دیدگاه های  نظری قوی  در تمامی  احزاب وجود داشته باشند. و صرفا اینکه ما نتایج عملی را دنبال بکنیم کفایت نمی کند باید یک معرفت نظری هم پشتوانه کار سیاسی باشد بر این اساس اشتغال در سازمان مدیریت و برنامه ریزی  وکسب و تقویت رویکرد های توسعه گرایانه موجب رغبت بنده در همکاری با حزب کارگزاران شد.

س3. برنامه حزب در بعد عضوگیری دقیقا چگونه است؟ برنامه ی حزب برای نزدیک شدن به گفتمان جامع در شهری مثل آمل، واقعا راهکار خاصی برایش طراحی کردید که حزب کارگزاران در آمل خود را چگونه جا بیندازد ؟ برنامه ی حزب در انتخابات ریاست جمهوری چیست؟ آیا میخواهید ستاد جدا داشته باشید؟در انتخابات شورای شهر برنامه های کاربردی و راهبردی چیست؟
هر حزبی که به حوزه ی عمومی جامعه وارد می شود دنبال این است که نیروهایی که با سیاستهای حزب همگرایی دارند، نزدیکند،علاقمندی دارند، انگیزه ی کار سیاسی دارند از اینها در سازمان خودش استفاده بکند و ما اگر واقعا نیروهایی را ببینیم که این ویژگیهای مشترک را دارند و آن مفاهمه بین ما باشد از آن نیروها استفاده می کنیم اما این به این معنی نیست که ما بخواهیم فقط لیست پر کنیم و هرکسی را که حائز آن شرایط حداقلی نباشد باید به گونه ای سابقه ی همکاری باشد تا ما بتوانیم ایشان را به عضویت حزبی بپذیریم .داشتن سوابق سیاسی و اصلاح طلب بودن برای ما کف کار است یعنی متقاضی نمی تواند اصلاح طلب نباشد و ما  بخواهیم هر کسی را برای این کار انتخاب کنیم. بر اساس اساسنامه ای که داریم و شرایط و ضوابط آن سعی میکنیم بر آن اساس انتخاب کنیم اما صرفا اساسنامه نیست یعنی در واقع صبغه و سابقه ی فرد در حوزه ی اصلاح طلبی برای ما مهم است و از معیارهای اول ماست. ما تا به الان هم سعی کردیم مهمترین شرط لازم برای همکاری بحث اخلاق مداری است ما باید اخلاق مداری را حتی نسبت به رقبای جریان مقابل هم روا بداریم یعنی اینطوری نیست که این را در داخل جبهه ی خودمان رعایت کنیم. در انتخابات ریاست جمهوری کارگزاران تا الان سعی کرده در قالب شورای سیاستگذاری کار را ادامه بدهد. آن چیزی که ما از جلسه ی پنج شنبه ی گذشته در تهران شنیدیم تقریبا تا پایان شهریور برای شورای سیاستگذاری در سطح ملی قرار است که بازنگری داشته باشند در خصوص نحوه ی ادامه ی این کار در سطح ملی،احتمالا هم در سطح استان. اما با توجه به شناختی که از شهرستان خودمان و دوستمان داریم تلاش می کنیم که با گروههای سیاسی همفکر و دوستانی که سالیان سال در کنار هم در یک جبهه کار کردیم در بحث انتخابات شورای شهر هم تا جاییکه ممکن است یک لیست واحد و یک تصمیم واحد بگیریم تا از تفرق جلوگیری بشود و سعی شود که واقعا لیستی که ارائه می شود در واقع بتواند پاسخگوی نیاز جامعه و به گونه ای نمایاننده ی یک جامعه شهری در آمل باشد. در خصوص انتخابات ریاست جمهوری آن چیزی که باز هم از عملکرد گذشته ی حداقل از 92 به این سمت و 94 حزب کارگزاران بر میاد و همگرایی خوب و تعامل خیلی خوب کارگزاران با احزاب در سطح ملی خصوصا در قالب شورای عالی سیاستگذاری است ،  من فکر میکنم در سال 96 هم کارگزاران در همان قالب مشترک و همکاری مشترک کار را ادامه خواهد داد.

س4. حزب کارگزاران از حالت محافظه کاری خارج شد و کم کم دارد جای مشارکت را می گیرد .نظر شما چیست ؟شورای مرکزی استان چه کسانی هستند؟
ج: برای پیوند واقعی حزب با بدنه ی جامعه لازم است تا به بازسازی مستمر  و پویایی تشکیلاتی بپردازد. یکی از مشکلات احزاب و گروههای سیاسی در سالهای نه چندان دور ایران شاید به گونه ای سن سالاری یا پدرسالاری در احزاب راست یا چپ هستیم. ما دچار بالا رفتن سن شدیم. و این ما را با نسلهای جدید فاصله می اندازد. آمدن افراد جدید جوانهایی که در نشریات قلم میزنند و اعضای شناخته شده ای هستند که هم در سیاست هم اقتصادصاحب نظرند ، اینها کمک می کنند و شادابی بیشتری به این جریان سیاسی تزریق می کنند. همکاری کمتر نیروهای مسن تر به معنای کنارگذاشته شدن نیست.آنها در اتاق فکر هستند و از تجارب اینها استفاده می شود. ما نمیتونیم دچار انقطاع یک تجربه سیاسی بشویم. قطعا جوانانی که میخواهند موفق شوند باید در این پیوستار سیاسی به فعالیتشان ادامه دهند. و اگر دچار انقطاع بشوند مطمئنا این انقطاع نسلی در حوزه ی عمومی جامعه به یک انقطاع اجتماعی هم خواهد رسید. و این امر آوانگاردی نیست چون ما در داخل یک نظام سیاسی داریم کار رفورمیستی یا اصلاحی انجام میدهیم.حاکمیت هم تقریبا پیام حزب های سیاسی رو دریافت کرده و تا حدودی ما هم توقعات حاکمیت را گرفتیم. تجاربی که از خرداد 76 تا اینجا اتفاق افتاده فکر میکنم به شکل نانوشته نحوه ی تعامل را داریم تنظیم میکنیم. و این جای خوشبختیست که حزب کارگزاران یک بازسازی را انجام میدهد. در خصوص دبیری کارگزاران در استان مازندران آقای اسفندیار عشوری و رییس شورا هم آقای محمدی فرماندار قایمشهر هستند. اعضای دیگر آقای بزرگ نیا، آقای ذهابیان، آقای رادمنش،آقای فلاح ، خانم صحرایی، خانم حشمتی،آقای ایرانمنش، قمی ، محرابی ، رستمی فرد ، نظام زاده،صیدانلو ،برزگرنژاد،رضایی، و خانم حسینی می باشند .

س5. در چند شهر حزب کارگزاران دفتر دارد؟


ج: فعالیت رسمی را الان دقیق نمیتوانم بگویم اما در شهرهای عمده ی ما مثلا در آمل، بابل، ساری ، قائمشهر ، تنکابن، نوشهر و چالوس حوزه فعال داریم ولی غالب شهرها ما تقریبا حوزه حزب  داریم و درحال کار هستند. کار کردن در حوزه ی سیاسی هم نیازمند سرمایه ی انسانی است هم نیازمند سرمایه ی مالی. و خصوصا احزاب اصلاح طلب در این بخش دچار مضیقه هایی هستند مخصوصا در حوزه ی مالی چون نمیخواهیم بدهکار افراد خاصی باشیم تلاشمان این است که به گونه ای کار را پیش ببریم که شائبه ها وجود نداشته باشد. الان در شهرستان آمل حوزه کارگزاران فعال است که در ساختمان مشترک اصلاح طلبان یعنی ساختمان یاس جلسات حزبی برگزار میگردد.
س6. حزب کارگزاران خیلی تحرک خاصی ندارد، در سطح استان دو همایش داشتند و در سطح شهرستان یک همایش هم نداشتند، در صورتی که احزاب اصولگرا به هربهانه ای چون یادواره ی شهدا و مراسمات مذهبی دور هم جمع می شوند. خروجی احزاب چیست؟ آیا فقط منتظر انتخابات هستند تا چند ماه قبل انتخابات شروع به فعالیت کنند؟
ج: در بحث احزاب ، احزاب اصلاح طلب برای هماهنگ کردن و تهیه ی سالن برای برنامه بسیار بسیار باید دست به عصا راه بروند، گذشته از موانع مالی، سخنران و بقیه ی مسائل را به زحمت انجام می دهیم ولی متاسفانه فضایی که ایجاد میکنند نه از منظر نهادهای رسمی بلکه از جانب افراد غیرمسئول، غیر پاسخگو اتفاقاتی می افتد که این کار را بسیار دشوار می کند. بعضی ها از نمادهای ایثار وشهادت را محفلی برای کارهای حزبی و سیاسی خودشان انجام می دهند. چه خوبه که این دوستان عزیز در هر جریانی حتی رقیب مستقلا بگویند ما برای پیگیری کار سیاسی ، برای کسب قدرت سیاسی ، چون اصلا حزب برای کسب قدرت سیاسی است،داریم فلان کار را انجام میدهیم  و نیایم از نمادها و نهادهای منتصب به حوزه ی ایثار و شهادت سواستفاده بکنیم. ما به اینگونه روش ها باور نداریم . برنامه ی محفلی هم خوب است انجام بشود اما ما از زمان پذیرش مسئولیت تا الان که در خدمت شما هستیم بیشتر درگیر قضیه ی انتخابات مجلس بودیم و هنوز هم بحث شورای هماهنگی اصلاح طلبان استان و جلسات آنجا هم هست.

س7. اعضای حزب در آمل چه کسانی هستند؟
ج: آقای مهندس میرزازاده،آقای قربانی ،آقای شیخ پور، آقای برزگرپاشا، آقای علیزاده، آقای حسین نورانی ، آقای رحمان زاده، آقای عباس زاده، خانم صادقی ،آقای یداللهی و علاوه بر آن کانونهایی داریم که دوستان دیگر در کانونهای حزبی دارند سازماندهی می شوند. دبیر تشیکلات در آمل بنده  هستم که  عضو شورای کارگزاران  استان هم می باشم.
س8. چرا درشورای شما خانمها کمرنگند؟
خانم دکتر صادقی از اعضای شورای ما هستند. من ما علاقمندیم از حوزه و جامعه ی زنان هم با ماهمکاری داشته باشند . محدودیتهای سایه واری که بر زندگی زنان ما حاکم هست آنان را کمتر راغب مکیند که در  حوزه ی کار سیاسی فعال شوند چون کار سیاسی ناخواسته یک سری مضایقی را ایجاد می کند و شاید هم این ضعف از جانب ما باشد که نتوانستیم این شناخت را ایجاد بکنیم ولی خودم اعتقاد دارم حتی خانمهایی که نمیخواهند عضو تشکیلات ما بشوند پیشنهاد میکنم نشریه ی صدا را بخوانند. درست است که هنوز ارگان رسمی ما نیست ولی انعکاس دهنده ی حزب ماست.این خیلی کمک می کند. مهم نیست حتما شخصی بیاید تعهد تشکیلاتی ما را بپذیرد  حداقل به فرآیند دموکراسی اعتقاد داشته باشد.
س9. برنامه ی بلندمدت و کوتاه مدت حزب کارگزاران در کشور و خصوصا آمل چیست؟
ج: ما با هدف تعمیق حزب در لایه های بیرونی جامعه سعی میکنیم گام برداریم. هرحزبی در حوزه ی عمومی جامعه مخاطبان خاص خود را دارد. من فکر میکنم حزب کارگزاران سازندگی مخاطبانش بیشتر از حوزه ی طبقه ی متوسط اقتصادی جامعه هستند یا طبقه ی متوسط فرهنگی جامعه هستند بنابراین ما تلاشمان این است در قالب یک سلسله   برنامه هایی که داریم در فرازهای سیاسی مشخص مثل انتخابات مجلس ، انتخابات شورا ، چرا که  انتخابات بهار احزاب است ،یعنی آنطور که در فضای انتخابات می توانید نیروهای علاقمند را شناسایی کنید در زمان خارج از این فضا نمیتوانید. در واقع استارت کار کارگزاران در دورجدید در آمل و جذب همین حداقل نیروهایمان در زمان انتخابات مجلس پیشین بود بنابراین ما تلاشمان این است که از این طریق نیروها را شناسایی کنیم وان شاالله بتوانیم سازماندهی کنیم.
س10. شورای سیاسستگذاری اصلاح طلبان در سطح استان و شهرستان حجم اختلافات بینشان زیاد بود.با افراد تکراری و سن بالا دنبال می شود و اینکه گاها تصمیماتی می گیرند که کاملا در تناقض است با مواضع اصلاح طلبی. نمونه ی بارزش انتخابات مجلس این دوره ی قائمشهر. دوستان ظاهرا برای منافع خود میروند سمت کسانی که امتیاز بیشتری می دهد. نقد زیادی براین عملکرد شورا وارد است.

سوال من این است فکر نمیکنید وقت پوست اندازی و تغییر و تحول بسیار زیاد در شورای اصلاح طلبان هم در استان هم در شهرستان است؟

ج: ما با نهاد نوپایی مواجه هستیم به نام شورای هماهنگی اصلاح طلبان این شورای هماهنگی اصلاح طلبان از احزاب هم عضوداریم از افراد و نهادها هم داریم پس طبیعی خواهد بود که شما رفتاری که در شورای هماهنگی اصلاح طلبان می بینید یک رفتار کاملا حزبی نیست که ما بگوییم که مغایرت دارد در تصمیمات. در خصوص شهرهای خاص که اشاره کردید تا جاییکه اطلاع دارم از این دوستان انصافا بر روی فشار تصمیم نگرفتند و انصافا  هم اینها دنبال منافع نبودند  من بعضی ها را می شناسم اما اینکه چرا این تصمیم را گرفتند، مثلا در سطح ملی فرض در بابل هر دو گزینه بود ، در قائمشهر سکوت بود اما چرا بعضی از دوستان به جانبداری از یکی و بعضی به سمت دیگری فعالیت کردند من نمیتوانم از جانب اینها توضیح بدهم چون اینها تا حدودی ناشی از تجاربشان و شناختشان در شهرستان است. تلاشهای بی وقفه ای انجام شد در فقدان کاندیداهای موثری که اکثریتشان رد صلاحیت شدند مثلا شهرستان ساری را اگر دقت بکنیم چون ما دو تا کاندیدا داشتیم در همان حوزه شانس انتخاب ما به انتخاب منتهی شد یعنی آقای دامادی و آقای یوسف نژاد را حمایت کردیم و خودشان هم قابلیت فردی داشتند. یکسری تنشهایی هم بود که مثلا آقای دامادی نرود اما این مدیریت شد توسط شورای هماهنگی و دقیقا ما در شورای هماهنگی استان نهایی کردیم و فرستادیم آقای یوسف نژاد و آقای دامادی.غروب همان روزی که نهایی کردیم آقای یوسفی تایید صلاحیتش اعلام شد ولی ما گفتیم چون بسته شد دیگه هر کی بعد از این بیاید لیست تغییر نخواهد کرد. ما در مجلس قبلی 3 تا از 12 نماینده ی ما حداقل منصوب به جبهه پایداری بودند و این 3تا الان نیستند. با ارزیابی ما در این دوره از مجلس حداقل بالای 55 درصد به سمت کفه ی اعتدال می چرخد اما قبلش نبود و ما این توفیق را مدیون کار فشرده ی حداقل بالای یکسال و نیم تا دوسال در استان است و این در قالب  تلاش ها شبانه روزی شورای هماهنگی استان و شهرستان  بود ولی خب اختلافات هست بعضی مواقع انتخابها با توجه به رد صلاحیتها و آمدن و رفتنها و دقیقه ی نودی آمدنها باعث می شود که شاید بعدا احساس می کردید که شاید گزینه ی الف نبود یا ب بود یا گزینه ی سکوت بود. در مجموع ما در استان موفق بودیم و من فکر میکنم تجربه ی خوبیه که ما باز برویم به سمت تحزب. یعنی در واقع ما میدانیم نیروهایی که کار حزبی کردند در شورای هماهنگی نیروهای واقع بینانه تری هستند نیروهایی هستند که حتی در تعامل با نیروهای که مخالفشان فکر میکنند خیلی راحتتر برخورد میکنند . شورا مجمع عمومی دارد. مجمع عمومی شهرستان می آیند شورای شهرستان را انتخاب می کند و از بین آنها به استان میرسند.
س11. شورا در مجمع عمومی ها گزینشی است. عملا انتخابات به تنهایی نمیتواند معیار دموکراتیک بودن شورا باشد. شورای مرکزی اصلاح طلبان شورای احزاب باشد. اینطوری افراد شناسنامه دارترند. شورای مرکزی اصلاح طلبان از افرادی تشکیل نشود که سوابق تشکیلاتی ندارند.

آیا اراده ای وجود دارد در استان که این شورا بشود شورای احزاب یا نه ؟


ج: من اتفاقا آرزویم این است که به جایی برسیم که احزاب شناسنامه دار و احزاب ریشه دار و احزاب حداقل تا حدود قابل قبولی نه احزاب یکنفره، شورایی از احزاب شکل بگیرد. مثلا کارگزاران باید بیاید در جامعه کار کند و در حوزه های شهرستان و از این طریق در یک رقابت حزبی و با احزاب دیگر بیاید در جامعه کار کند، و آن شورای هماهنگی احزاب در سطح شهرستان و استان میتواند صاحب نفوذ و پاسخگو باشد و بر تصمیماتش بایستد . الان در مثالی که زدید شورای هماهنگی احزاب آمده از یکسری از افراد حمایت کرد. چند تا از اینها در لیست امید می آیند از آقای عارف حمایت میکنند؟ اگه بخواهیم پاسخگویی را در نظر بگیریم این خودش یک مسئله است. درست است که در شورای هماهنگی احزاب حزب x شاید بگوید من رای ندادم. اگر قرار است پاسخگو باشیم باید تمام توابع تصمیماتمان را در نظر بگیریم این به این معنا نباشد که  انتخابات تا پشت در مجلس است، دموکراسی عزل هم دارد فقط نصب ندارد. ما بگوییم اگر انتخاب که کردیم یا تصمیم  که گرفتیم ، تصمیم دقیقی نبود از این به بعد این آقا باید در افکار عمومی پاسخگو باشد. همین کار برای خانم الهه راستگو در شورای شهر تهران اتفاق افتاد و احزاب اصلاح طلب ایشان را کنار گذاشتند. باید در نظر بگیریم تا رسیدن به همچین شورایی خیلی نزدیک نیست اگر چه خیلی دور نباشد. ما شورای هماهنگی را برای گذار به یک فضای تحزب داریم. دوستان در صدد اصلاح اساسنامه هستند و احتمالا در مجمع عمومی که در هفته ی پیش رو داریم آنجا یکسری اساسنامه ها اصلاح می شود و شرایط کسانی که باید در مجمع عمومی حضور پیدا کنند و یکسری اقداماتی شود که این اقدامات بر مدار منطقی نه بر یک مدار سلیقه ای باشد. این اقدامات اگر مصوب شود میتواند نقش احزاب را پر رنگتر کند. احزاب باید دفاترشان را در شهرستانها فعال کنند. اما اینطور نباشد که حزبی با داشتن یک نفر عضو هم حق یک رای داشته باشد و حزبی با داشتن سی عضو هم حق یک رای داشته باشد . چون این عمل عادلانه نیست و ظلم است.

س12. در مورد ریاست آقای عارف و لاریجانی زیا فرقی نمیکند و خللی وارد نمیکند.ریاست آقای لاریجانی به نفع اصلاح طلبان است یا اینکه در کنار قرار بگیرد به عنوان منتقد؟

برای تصمیم در این سطح،  بعد از انتخابات خیلی کار شده خصوصا در لایه های بالا و نهایت به تصمیم اینکه  آقای عارف از سوی لیست امید برای ریاست بیایند، رسیدند. عرصه ی سیاست یک عرصه ی علوم دقیقه نیست و احتمالا برای انتخاب شدن یا نشدن هر یک از این دو عزیز سناریوهای احتمالی دیگری پشتش در می آید که براساس شرایط غیر متعین و متغیر اتفاق می افتاد. اینکه اگر آقای لاریجانی انتخاب شود به نفع است یا آقای عارف این در واقع به چینش حوزه ی ساخت قدرت سیاسی و حاکمیت برمیگردد و بخش دیگرش به حوزه ی عمومی جامعه برمیگردد. ما اگر بخواهیم معادلات را یکسویه ببینیم یعنی فقط در داخل ساخت قدرت سیاسی یا در داخل ساخت حوزه ی عمومی جامعه ما را دچار اشتباه خواهد کرد. ساختار این دو تا میتواند به ما کمک کند که چه تصمیمی بگیریم. من فکر میکنم تصمیمی که گرفتند برای کاندیداتوری آقای عارف یک تصمیم  مبتنب بر معادلات صفحه ی قدرت شطرنج سیاسی ایران است. در واقع متاثر ار نگاه آینده نگری و نگاه واقع گراییانه است. برخی از متغیرها و اطلاعات را شاید من و شما بهش میرسیم و براساس آن تحلیل میکنیم که آمدن آقای لاریجانی بهتر است و برخی نمیرسیم که آنهایی که این اطلاعات مبنای تحلیلشان است، آنها می رسند به آقای عارف. بنابراین من با توجه به اینکه آقای عارف و آقای لاریجانی ارتباط خوبی هم با بدنه ی دولت دارند و ارتباط خوبی هم با برخی نمایندگان جریان اعتدال هم دارند چه ایشان انتخاب بشوند و چه انتخاب نشوند یک بازی باخت باخت نخواهد بود. آقای لاریحانی یا آقای عارف از تبعات رفتارهایی که منجر به قهر شود ، رفتارهای که منجر به این شود که شرایط بروز پدیده سال 84 شود به پیامد آن اشراف دارند. به نظر من باید با توجه به تجاربی که هر دو از عارف 92 و لاریجانی بحث برجام مجلس داریم من فکر میکنم به تقابل منتهی نخواهد شد.


س13. بحث توسعه نیافتگی مازندران بر حسب پتانسیلهایی که دارد، بعضی از نماینده های مجلس  گفتند ما در مازاندران هیچ سند توسعه ای نداریم. واقعا گیر کار در توسعه ی مازندران کجاست؟ بزرگترین مانع و مشکلی که در مازاندران وجود دارد برای توسعه نیافتن چیست؟


ج: من موافق نیستم که سندی وجود ندارد. ما اسناد توسعه را در سازمان مدیریت داریم. سند برنامه ی چهارم و پنجم و اخیرا هم مطالعات آمایش مراحل پایانی خود را طی کردو مصوب مرکز آمایش کشور شده است. شاید دوستان تلقیشان از سند چیزی باشد که من ندانم ولی اسناد کارشناسی شده وجود دارد و مصوب شورای برنامه ریزی است. و حتی برخی از دوستان هم که می گویند آقای استاندار برنامه ندارد، آقای استانداری که هست یا شخصی که بعد از ایشان  می آید زحمت نکشد برای خودش برنامه نیاورد. برنامه ها هست . اولویتهای ما در استان موجود است. 427 اولویت داریم که تعیین شده است. اگر بخواهیم برگردیم به اینکه چرا واقعا همه ی اینها وجود دارد اما کمتر اجرایی می شود. ببینین توسعه نیافتگی مفهومش این نیست که ما بگوییم مازندران توسعه نیافته است. ما دچار کمتر توسعه یافتگی هستیم. منابع کم و مطالبات زیاد و مشکلات زیادی که واقعا تلاش شده است. اما این کمتر توسعه یافتگی بیشتر زمانی خودش را متبلور می کند که ما با تقریبا با یک محیط زیست تقریبا ذیقیمت مواجه هستیم. ما با جنگل ، دریا ، نزدیکی به کلان شهر 12میلیونی تهران مواجه هستیم. در مسیر ترانزیت ملی قرار داریم و در کنار کشورهای آسیای میانه قرار داریم. این قابلیتها به گونه ایست که انتظار ما را بالا میبرد. و شاید اگر ما در یک منطقه کویری بودیم شاید شاخصهای توسعه ی ما از اینیکه هست قطعا خیلی پایینتر بود. من فکر میکنم مهمترین چیزی که ما میتوانیم در این بخش به آن اشاره کنیم و کمتر به آن پرداخته شد وجود  شکافهای اجتماعی است. شکافهایی که در واقعا شایدحتی بتوانیم در حوزه ی یک شهرستان آن را پیدا کنیم. مثل شکافهای اجتماعی شهر و روستا، شکافهای طایفه ای در بعضی از شهرستانهای ما که در انتخابات مجلس به راحتی قابل مشاهده است. ما در پروسه ی مدرن شدن سعی نکردیم اول افکارمان را مدرن کنیم بعد رفتارمان را ؛ متاسفانه بعضی تلاش می کنند با افکار سنتی رفتار مدرن خلق بکنند. مجلس نهاد مدرن است. قانون یک فرآورده ی مدرن است نظام اداری یک فرآورده ی مدرن است اگر کسی مسئول جایی یا بخشی یا استانی می شود نمی تواند به جهت انتصابش یا انتصاب خویشاوندی و رفاقتی فردی را بیاورد در جایی بگمارد که به ایشان یک دین اخلاقی دارد! این ربطی ندراد شما در آنجا باید براساس افکار و رفتار مدرن کار انجام دهید. این شکاف اجتماعی از حوزه ی درون شهرستانی می توانیم در انتخابات مجلس ببینیم یا در حوزه ی انتخابات شورای شهر . در برخی از کشورهای خارجی میبینیم که فردی از کشور دیگر وارد مجلسشان می شود این رفتار مدرن را نشان میدهد.  در حوزه ی بین شهرستانی هم شکافها فعال میشود یا تلاش دارند که بعضیها فعال کنند خوب زمانی که منابع محدود است بین حوزه های بین شهرستانی شکافها را فعال می کنند مخصوصا یک حوزه ی انتخابیه با دو یا چند حوزه ی شهرستان این خیلی بد است. یا شکاف اجتماعی که تقریبا بین غرب مازندران با مرکز استان مبیبینیم و این را به روایتها و ادبیات متفاوت مبینیم. قابل انکار نیست. خیلیها آشکارا می گویند که متقاضی جدا شدن از استان مازندران هستند به استانی دیگر. در زمانی که شکافهای اجتماعی فعال می شود اولین چیزی که هرز می رود سرمایه ی اجتماعی است . ما برای توسعه نیازمند سه سرمایه هستیم: انسانی ، اجتماعی، فیزیکی. نمیتوانیم مهمترین سرمایه که اجتماعی است که حتی فرسایش سرمایه اجتماعی فرساینده ی سرمایه های دیگر است . به جهت اینکه شما انتصاب خویشاوندی با آقای مدیر ندارید ولی از ویژگی سرمایه ی انسانی بالایی برخوردارید در حاشیه خواهید بود چون سرمایه ی اجتماعی از عنصر  اعتماد ،انسجام ،مشارکت، تشکیل میشود که در چنین شرایطی  تقلیل پیدا میکند در اجرای پروژه های عمرانی دچار مشکل می شوید،این مشکل ایجاد می کند به دلیل فقدان یا کمبود سرمایه ی اجتماعی در این فقدان یا کمبود سرمایه ی اجتماعی هرز منابع داریم ، اعتبار برگشت می خورد بعد علاوه بر آن آلودگی زیست محیطی مثلا در بحث زباله بیشتر می شود . منابع آب آلوده می شود. بیماری سرطان دستگاه گوارش در منطقه می رود بالا و بسیاری آسیب دیگر. بنابراین من فکر میکنم شکافهای اجتماعی مدیریت نشده در استان مازندران به عنوان جدی ترین مسئله ی ضد توسعه ای استان تلقی می شود.


س14. عملکرداستاندار را چگونه دیدید. نقاط قوت وضعف ایشان از نظر شما چیست؟


ج: قبل از اینکه ارزیابی عملکرد یک مدیر ارشد را داشته باشیم . باید ببینیم زمینه هایی که وجود داشت ،چه بوده است؟ ما با مجلسی مواجه بودیم به نام مجلس نهم از آن مجلس نهم چه وزرایی می توانستند رای بگیرند؟ آیا همه ی وزرایی که از آن مجلس رای گرفتند یا ترکیب هیات دولت فعلی واقعا یک ترکیب کاملا همگرای سیاسی هستند؟ شاید به لحاظ عملی همگرا باشند آیا به لحاظ سیاسی همگرا بودند؟ شما توقعتان از آن مجلس چیست؟ با یک کابینه ی تقریبا متفاوت به لحاظ همگرایی در دولت خاتمی وزرایی میآیند بیرون که قطعا نماینده های واحدهای استانیشان تا حدودی تابع همان شرایط مجلس هستند. زمانی واقعا ما شاید به طور جد هم از آقای استاندار انتقاد میکردیم و انتقاد بر روی عملکردهای توسعه ای  ایشان بود ولی الان با توجه به اینکه نیروهای منتقد دولت از رسانه ی صداو سیما گرفته تا ابزار و امکانات دیگر به طور جد از دولت انتقاد می کنند و از کوچکترین نقطه  ضعف دولت یا توابع دولت را در دور افتاده ترین نقطه ی کشور را دارند به سمع و نظر افکار عمومی می رسانند من فکرمیکنم انتقادات ما از این به بعد تا پایان انتخابات ریاست جمهوری باید انتقادهای غیر رسانه ای باشد. تذکرهای دلسوزانه باشد اگر چه شاید در این حساب و کتابهایی که اتفاق می افتاد ما در اینها برای خودمان چیزی ندیده باشیم یا نبینند و این برای ما اصلا مهم نیست. مهم این است که اصلاح فرآیندی داشته باشیم که این فرآیند برای ما خیلی مهم است که نمیخواهیم سال 84 در سال 96 تکرار شود.

س15. شما به یک عنوان آملی و شخصی که یک حزب سیاسی را در آمل رهبری می کنید از نظر شاخص توسعه در آمل چیست؟

ج: ما یک اصطلاحی در مسائل اجتماعی داریم که می گوییم مسائل اجتماعی از دو نقطه عطف شروع می شود یکی صنعتی شدن و دیگری شهرنشینی. شهرستان آمل هم صنعتی ترین شهر استان است هم از نظر شهرنشینی دومین شهر پر جمعیت استان است.کسانی که فکر میکنند  صرف صنعتی شدن به این شکل یا شبه صنعتی شدن  که البته نقطه ی قوت است برای ما   میتواند نقطه ضعف هم باشد. . تعطیلی واحدهای صنعتی به ضرر کارگرانی تمام خواهد شد که عمدتاحاشیه نشینهای شهر هستند یا مهاجرینند. آمل علیرغم اینکه برخی ها ذر بوق و کرنا میکنند که صنعتی ترینیم ، صنعتی بودن  مامتوازن ،امتیاز خیلی مثبتی نیست. تعطیلی صنایع شما ، معوقات بالای صنایع شما در سیستم بانکی همه ی اینها نشان از خطر است.حالا شما شهرنشینی هم که دارید زیر گوش کلان شهر تهران دارید زندگی می کنید احتمال دارد هر آن تحولاتی مثل ریزگردها  سرریز جمعیت تهران را به سمت آمل داشته باشد  یا کوتاه شدن مسافت زمانی جابجایی تهران به آمل می تواند جمعیت آمل را به شدت افزیش دهد این فاکتورهایی هست که آمل به همان اندازه که از فاکتورهای مثبت برخوردار است از فاکتورهای منفی هم برخوردار است. وقتی جمعیت نقطه ای بالا می رود به منابع پایه مثل خاک  آب و هوا فشار وارد میکند. ما به لحاظ بعضی از شاخصهای صنعتی بودن و بعضی از شاخصهای ظاهری شبکه حمل و نقل،  نزدیکی به تهران، بزرگترین شهر صنعتی مازندران هستیم ولی من فکر
میکنم بسیار شکننده است .
س16. آیا شما به عنوان حزب برنامه ای به فرمانداری دادید؟
ج: برنامه را به عنوان حزب نمیتوانیم بدهیم. دولت الان نزدیک 16 میلیارد تومان در حال دادن تسهیلات به واحدهای کوچک و متوسط است که در حال ابلاغ است . ما تلاشی که میتوانیم بکنیم با آن نگاه توسعه ای می توانیم هشدار بدهیم میتوانیم موضوع زباله را هشدار دهیم میتوانیم تعطیلی واحدهای صنعتی را هشدار دهیم می توانیم حاشیه نشینی مناطق هدف را هشدار دهیم ولی اینکه فرمانداری که شاید کل اعتبار تخصیص یافته اش کمتر از 10 میلیارد تومان است من چه تکلیفی می توانم به ایشان بدهم؟    فرمانداری در کنار دیگر  دستگاههای متولی، نظارتی و و امنیتی میتوانند به مدیریت  این مسایل بپردازند.کند در ضمن در تصویب و اجرای  پروژه های در حال اجرای کشور خیلی نگاه اجتماعی در آن حاکم نیست. ما تعبیرمان این نیست که اگر از جایی ریلی رد شد قطعا آنجا توسعه می یابد ! نه این نشانه توسعه نیست.  از رویکرد زیست محیطی تضمین حیات  یک حیوان برایشان مهم است. کار باید کارشناسی باشد . ما می توانیم به عنوان یک حزب کمک کنیم هشدار دهیم به هر حال به نهادهای متولی امر چه در حوزه ی دولت چه در حوزه  عمومی، میخواهیم به هم کمک کنیم.


س17. این ضعف مدیریت نیست که شما تا الان نه در قالب حزب کارگزاران به عنوان یک حزب حامی دولت و نه در قالب شورای مرکزی اصلاح طلبان هیچ جلسه ای تا الان با فرماندار نگذاشتید؟


ج: شورای هماهنگی اصلاح طلبان با آقای فرماندار نشستند. در شورای هماهنگی اصلاح طلبان ،هیئت رئیسه عمدتا از  احزابند. ارتباط با آقای فرماندار در حد یک ارتباط مناسب و مثبتی وجود دارد.


س18. در کارهای سیاسی در تشکیلات رفتارها خیلی حساس است. اتفاقاتی که در اصلاح طلبان آمل می افتد خاص است.مانند رفتن آقای شکری به همایش آقای یوسفیان یا آقای شاهنوری به عنوان نایب رییس شورای مرکزی اصلاح طلبان بود رییس ستاد آقای صادق لاریجانی شدو خیلی راحت برگشتند و دارند کار میکنند، این رفتارها را چگونه میبینید وچگونه توجیه میشود؟

ج: همانطور که می گوید شورای هماهنگی اصلاح طلبان، حتی نگفتید حزب . آدمهایی که نام بردید هیچ کدام عضویت حزبی ندارند و یا اخیرا به عضویت حزبی درآمدند. ایشان خودشان باید پاسخگو باشند. ما خودمان در کارگزاران تلاش کردیم در قالب چارچوب مجمع  اقدام کنیم و علیرغم شاید میل باطنی خودمان بر اساس نظر مجمع تا آخر پیش رفتیم. عمل ما مطابق آن تصمیم است و مطابق آن عمل می کنیم. اگر کسی اینکار را نکند به نظر من خودش باید پاسخگو باشد . حزب کارگزاران و اعضایش تا اینجا سعی نکردند چیزی را انجام دهند که مخالف تصمیم مجمع عمومی اصلاح طلبان در آمل باشد. اگر دیگران این کار را می کنند یا عضو حزب نیستند یا خودشان باید پاسخگو باشند. اگر به افکار عمومی اطلاعات درست و به هنگام برسد و در کنارش نهادهای مدنی و احزاب پا بگیرد این بهترین روش برای کنترل رفتار اخلاقی و سیاسی است . همه ما فضا را به گونه ای درست کنیم که انگار در آسانسور شیشه ای عمل می کنیم یعنی همه ما را ببینند. در چنین فضایی آدمها وقتی تلقی شان بر آن باشد که توسط افکار عمومی رصد می شوند قطع به یقین سعی می کنند درست رفتار کنند  و تا جاییکه ممکن است مطابق افکار عمومی عمل کنند  وگرنه باید عطایش را به لقایش ببخشند  افراد غیر حزبی می توانند رفتار سیاسی غیر حزبی از خودشان بروز دهند  چون به جایی پاسخگو نیستند ولی آدمهای حزبی در عمل سیاسی باید پاسخگو باشند.
شورا جبهه ایست که در یک بازه زمانی موقت ایجاد می شود برای یک عمل موقت. ما تلاشمون این بود که یک کار درست را به روش درست انجام بدهیم اگر فردی به زعم افکار عمومی نتوانست آن کار درست را به روش درست انجام بدهد خوب قطعا  مجمع در تصمیات بعدی خود به گونه ای که صلاح می داند عمل میکند.

س19. اگر قالب احزاب اصلاح طلب در آمل افرادشان را معرفی کنند این شورای مرکزی جایش را عوض خواهد کرد؟
ج: اگر شورای سیاستگذاری کشور این ماموریت را برای ما داشته باشد این شورا باقی می ماند. اما اگر زمانی ماموریتش به پایان برسد این یک جبهه است ولی احزاب که به پایان نمیرسد و شاید ما تلاش کنیم که احزاب را به گونه ای دوستان ما در اختیار بگیرند که در آینده در قالب شورای هماهنگی احزاب فعالیت کنیم. شورای هماهنگی احزاب فعلا در آمل وجود ندارد و شورای هماهنگی اصلاح طلبان است.
س20. صحبتهای شما در مقابل اتفاقاتی که در انتخابات مجلس رخ داد در مقابل همند. شورای هماهنگی اصلاح طلبان روی لجبازی یا یکدندگی رو گزینه ای توافق کرد که شعارش مخالف احزاب بود. در شرایطی که رای بسیار پایینی هم داشت. بر رای اصطلاح طلبان هم اثر گذاشت. حرفها قشنگ است اما در عرصه ی عمل هیچ اتفاقی نمی افتد. افراد می روند کار خودشان را میکنند و دوباره برمیگردند کنار هم اما باز در لحظه ی حساس همه جدا می شوند. اصل اتحاد و گفتمان در لحظه ی اجرایی وجود ندارد.

ج: برای انتخاب گزینه ی نهایی از مجمع عمومی رای گیری می شود. شورا باید کار را پیش ببرد. ما تلاش کردیم همتمان را بگذاریم برای تصمیم مجمع. ما برایمان خیلی مهم بود که سرمایه ی اجتماعی جوانانمان را از دست ندهیم. از مجلس هفتم تا مجلس دهم ما عملا در آمل کاندیدا نداشتیم. همیشه تیم تمرین میکرد و زمان بازی درب ورزشگاه به رویش بسته می شد. ما حتی برای شرکت کردن یا شرکت نکردن هم رای گیری کردیم. کاندیدا داشته باشیم یا نداشته باشیم و در نهایت رای به این شد که حتما شرکت کنیم با کاندیدا، نکته ی جالب این بود که ما به گزینه ی عبور از یوسفیان هم رسیده بودیم.بعد اسم آقای حسینی ، آقای خضرایی و آقای حاجی پور به رای گذاشته شد که در نهایت آقای خضرایی رای آوردند. هیچ کدام از گزینه ها گزینه های منصوب اصلاح طلبان نبودند.


س21.آقای حاجی پور و آقای خضرایی حتی به زبان هم نمی آوردند که اصلاح طلبند. آقای حسینی در دولت حکم داشت. بسیاری از اصلاح طلبان شاخص مثل آقای طاهرنژاد ، آقای رحمان زاده رسما از ایشان حمایت می کردند. آقای حاجی پور که یک گزینه اصولگرای جبهه ی پایداری بود. آقای خضرایی که در سیاست بی شناسنامه بود اصلا تفکرشان مشخص نبود و شعارشان مخالف احزاب بود. این تناقضه. حتی اگر آقای حاجی پور انتخاب می شد حداقل منطقی تر بود چون فردی شناخته شده بودند، زمینه  رای داشتند ، در عرصه ی سیاسی آمل شناسنامه دار بود. اما رفتید سراغ گزینه ای که باخت قطعی بود و به بدترین شکل هم قطعی شد و پنجم شد! از نظر سیاسی انتخابات با گفتمان شما در تناقض بود. تمام حرکات آقای شکری ، آقای شاهنوری و این انتخاب هر سه با گفتمان در تناقض بود.

ج: خیلی از بچه های ما می دانستند که در نهایت این انتخابانت را ما واگذار می کنیم. از سال 84 به این سمت در این شهر صدای اصلاحات در نیامد. برای دوستان و جوانان ما مهم بود. شعار اصلاحات زنده است را شاید خیلی از شهرستانهای استان ندادند. درسته ما نتیجه نگرفتیم ولی ما در بین بچه های خودمان سازماندهیمان را حفظ کردیم. ما حداقل نزدیک به ده هزار رای آقای معین را دوباره زنده کردیم. ما کاندیدا نداشتیم. ما می خواستیم نیروهای خودمان را حفظ کنیم.تعامل ما با کاندیدای دیگر به گونه ای نشد که از آنها حمایت کنیم و سه گزینه را رای گیری کردیم. اگر شخص دیگری رای می آورد قطعا از آن شخص حمایت می کردیم. ما آمدیم از نیمکت تیم مقابل آدمی را وارد زمین کردیم . برای ما حفظ نیروهای سیاسی ما خیلی مهم بود و انصافا هم می خواستیم به نظام این پیام را بدهیم که ما می خواهیم کار بکنیم. کارمان هم رفورمیستی است. اصلاحیست. کار ما براندازانه نیست. از اولش هم اگر در آمل دقت کرده باشید گزینه های ما کدامشان پرچم دار اصلاحات بودند؟ کدامشان اصلاح طلب شناسنامه دار حزبی بودند؟

س22. زمانی که آقای رضوی با سابقه ای اصلاح طلبی از طرف آقای رجایی و تیمشون مورد حمایت قرارگرفتند اشخاصی در مقابل برای موضع گیری با آقای رجایی گزینه ی دیگری برابر آقای رضوی علم کردند به نام آقای شکری که در دولت احمدی نژاد مسئول حراست بود و در دولت روحانی برکنار شد و حتی دولت ایشان را برای فرمانداری هم قبول نکردند اما ادعای اطلاح طلبی می کرد. اینها همش تناقضند. زمانی که بازی قدرت شروع می شود قضیه فرق می کند و گفتمان میرود در حاشیه.آخرش هم رسید به گزینه ای که اصلا مشخص نبود. اکثربزرگان اصلاح طلب تمایلی هم به حضور خانم سالار نداشتند.

ج. مصوبه ی شورا بود حتی در شهریور گذشته و بعد از آن هم تاکید شده بود با خانم سالار تماس بگیریم و از ایشان دعوت کنیم و شورا این پیغام را داده بود ولی از نظر شخصی دیگران اطلاع ندارم. دیگرانی هم که آمدند شاید قرابت و خویشاوندی با اصلاح طلبان نداشتند در گذشته ، در سطح کلان هم کسانی بودند که در گذشته بیشتر صبغه ی اصولگرایی داشتند. در این مسیر ما کاندیدایی هم نداشتیم. همه ی اینها برمیگردد به این که ما هنوز نتوانستیم آن فرهنگ و روحیه تحزب را در جامعه جا بیاندازیم. چند نفر از اشخاصی که در شهرستانهای دیگر داعیه ی قرابت و نزدیکی به اصلاح طلبان در زمان انتخابات داشتند و رای نیاوردند یا مورد حمایت قرار گرفتند یا کلا رد صلاحیت شدند یا به هر طریقی ، آیا الان حاضرند در یکی از احزاب اصلاح طلب باشند؟ اصلا بیایند مسئولیت یک حزبی را بر عهده بگیرند. چند نفرشان حاضرند؟ این نشان می دهد عضویت حزبی هزینه دارد خیلی از رد صلاحیتهایی که انجام شده شاید بخاطر این است که شفاف شده بود برای سیستم که این آقا وجهه و نگرششان چیست؟ وقتی شما در یک بستر حزبی کار می کنید و نقش ایفا می کنید شما را رصد می کنندو ولی این آقایان کدامشان قبول می کنند؟ در شهر خودمان کدامشان آمادگی تشکیل حزب دارند؟
س. در اخر چند اسم را نام می برم و شما تک کلمه ای پاسخ دهید
ج: لطف الله آجودانی = مورخ توانا
عزت الله یوسفیان د= یک عملگرای سیاسی
حجت الاسلام رجایی = پدر معنوی اصلاح طلبان آمل
محسن نورانی = یک اکتیو سیاستشکیلاتی
محمد دامادی = یک حامی دولت
علی اکبر سروش = سیاست ورز با اخلاق
و دو چهره ی ملی
محمد خاتمی = استثنای تاریخ سیاست ایران
حسن روحانی = یک واقع گرای اعتدالی
و
محمود احمدی نژاد = کسی که به توسعه علاقمند نیست
س25: ما تشکر می کنیم اگر حرفی در پایان هست که به آن نپرداختیم در خدمت شما هستیم
ج: نه مطلب خاصی نیست
برای شما آرزوی توفیق دارم.

منتشر شده در گزارش و مصاحبه
کد خبر: 1646

دیدگاه‌ها   

+4 # ن.ا.ی 1395-03-08 15:48
بسیار سپاس از جناب رستم زاده با نگرشهای جامعه شناختی توسعه طلبانه به برخی سئوالات چالشی و البته واقعی...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # جواد حق نظر 1395-03-08 20:56
با تشکر از خزر۲۴ و مصاحبه زیبا و سباس از پاسخ های متفکران جناب رستم زاده مرد سیاست و اخلاق و اذب
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # جواد حق نظر 1395-03-08 20:59
درود بر رستم زاده مرد سیاست و اخلاق سپاس از مسئولین خزر۲۴
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # ع.ع 1395-03-25 08:08
درود بر اقای رستم زاده کارشناس با اخلاق
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # سيدعلي كريمي 1395-04-02 04:27
از دست اندركاران خزر24 كمال تشكر را دارم كه با جناب آقاي مهندس رستم زاده چنين مصاحبه اي را ترتيب دادند تا ما بيشتر با احزاب و فعاليت آنها در استان مازندران مخصوصا حزب كارگزاران سازندگي آشنا شويم و از جناب مهندس رستم زاده تشكر ويژه ميكنم وبراي ايشان آرزوي موفقيت دارم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # علي اكبركارگر دارابي 1395-04-08 05:41
از جناب مهندس رستم زاده بسيار متشكرم بابت توضيحات كامل در مورد حزب كارگزاران سازندگي و فعاليت آن در استان مازندران.اميدوا رم موفق باشند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # علي ذليكاني تلاوكي 1395-04-08 05:46
از پاسخهاي انديشمندانه آقاي مهندس رستم زاده متشكرم همچنين ممنون از دست اندركاران خزر 24 كه مقدمات اين مصاحبه را فراهم نمودند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # قربانی مدرس دانشگاه 1395-07-23 08:30
با سلام وتشکر از اقای محمدی بابت ایجاد فضای ازادانه گفتگو ورسالت واقعی مطبوعات ازاد در خزر 24 ، اقای رستم زاده از چهره های مخلص ،متخصص، پیشرو وجانبازان دفاع مقدس هستند ،قطعا مدیریت کشور مشکل دارد چون از وجود انسانهای توانمند چون ایشان استفاده نمی شود وکسانی که بیشتر بدنبال صندلی می دوند به ان می چسبند ولی اقای رستم زاده همچنان مثل یک انقلابی خدمت می کند . اصلاح طلب واقعی شاخص هایی دارد که در امثال اقای رستم زاده مشاهده می شود .قبولی ایشان در مقطع دکتری سراسری را هم تبریگ می گویم "یاعلی مدد"
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

کاربر محترم خواهشا از نوشتن نظرات توهین آمیز و غیر اخلاقی خودداری نمایید

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آخرین اخبار

عضویت در خبرنامه سایت